تبلیغات
حرفهای دلتنگی

تاریکی مطلق

حرف های دلتنگــــــــــــی:

ای کاش شهر تاریکم چراغانی نبود وگرنه آسمان تاریکم چه کم از اینها داشت در تاریکی است که نور امید ها زنده میشود در تاریکی است که آسمانهای دوردست دست یافتنی میشوند در تاریکی است که نور ستارگانم مرا میبینند در تاریکی است که زمان لمس میشود در تاریکی است که پرندگانم پرواز میکنند تاریکی را باید قدر دانست نباید از آن گذشت نباید در آن خوابید تاریکی است که به من قلب میدهد دوستانم و خدایانم در تاریکی به کنارم می آیند در تنهایی مطلق در سکوت تمام آنگاه است که در من غوغایی است مانند تولد یک کهکشان در تاریکی است که اگر به نقطه ای نورانی بنگری در آن وجود داری و آن نقطه است که در وجودت میرود و دیگر هیچ چیز برایت اهمیت ندارد حتی مرگ و زندگی تو فقط با آن نقطه حرف میزنی در منتظر زمان نیستی بلکه هر صدم ثانیه آن نقطه در تاریکی را میبینی ای کاش تمام دنیا تاریک بود چه فایده برای که مینویسم برای کسی که هیچ چیز از من نمیفهد و نخواهد فهمید مهم نیست کهکشان من متولد شده در تاریکی مطلق در سکوت مطلق دوستش دارم آنقدر که مرگ نیز جلو دارم نیست ای کاش تمام آسمان شهرم تاریک بود.



[ دوشنبه 7 فروردین 1396 ] [ 02:38 ق.ظ ] [ MR.Afshin ]